دل تنگیامو بردار
به روی قلبت بذار
وقتی که دلتنگ شدی
منو به یادت بیار
داری میری نمیخوام
وقت تورو بگیرم
این حرف آخرم بود
""
دوست دارم عزیزم""
23:59 | فرشید و سارا |
دل تنگیامو بردار
به روی قلبت بذار
وقتی که دلتنگ شدی
منو به یادت بیار
داری میری نمیخوام
وقت تورو بگیرم
این حرف آخرم بود
""
دوست دارم عزیزم""
23:59 | فرشید و سارا |

خدا جون :
واسه به دست آوردنش خیلی زحمت کشیدم. خیلی وقتها حس
میکنم اضافیم.مانع خوشبختی سارام. ولی خدا همه میگن تو از
دل بنده هات خبر داری اما:خدا مگه من بنده ی تو نیستم؟؟؟ واسه
چی به حرف دلم گوش نمیدی؟؟؟.تو که میدونی عشق من پاک پاکه
. مگه اینا رو نمیدونی؟؟؟ پس واسه چی کمکم نمیکنی؟؟؟.
میبینی که دارم خرد میشم . پس چرا یادی از من نمیکنی؟؟؟.
اشکال نداره ولی خدا جون اینو بدون وقتی بمیرم اولین سوالی که من
از تو میپرسم اینه: خدا جون منم روی زمین بنده ی تو بودم واسه
چی منو ندیدی؟ چرا کمکم نکردی؟مگه تو نمیدونستی همه ی زندگیم
ساراست. واسه چی ما رو به هم نرسوندی؟؟؟
خدا جون بهشتتو نمیخوام چون من بهشت رو روی زمین جا گذاشتم.
بهشت من سارا بود.
من جهنم تو رو بیشتر دوست دارم . چون من بدون سارا لایق
جهنمم .
اینا حرف زبونم نیست . حرف دل منه
اونوقته که پیش همه فریاد میکشم میگم: ای بنده های خدا
آفریدگارتون همه چیز به من داد ولی منو از بهترین نعمت خودش
محروم کردخدا مگه من بهت نگفتم عزیز ترین من اونه؟ اشکال نداره
فقط یه چیز دیگه ازت میخوام . اگه اونو به من نمیدی اونو خوشبخت
کن و مواظبش باش.ولی خدا خیلی از تو دلگیرم
خیلی دوسش دارم ولی باور نمیکنه باور نداره دنیامه باور نداره نمیتونم بدون اون زندگی کنم باور نداره همه ی حرفام واقعیت داره باور نداره واسم عزیزه شاید حق داشته باشه من چطور میتونم بهش بفهمونم که دنیام اونه؟؟؟ همش یک سال و نیم بزرگ تر بودن رو به من گوشزد میکنه ولی یکی نیست بهش بگه ولی منم آدمم احساس دارم دوست دارم باهاش باشم میخوام به پاش بسوزم غصه ی من اینه ولی کسی نمیفهمه صد بار خواستم بهش بگم سارا جون درسته یک سال از من بزرگ تری ولی این که آخره همه چیز نیست ولی نتونستم خیلی وقت ها خواستم فریاد بکشم اگه اون منو دوست نداره من که دوسش دارم پس تکلیف دل من چیه؟؟؟ هیچکی نیست اینارو بگه؟؟؟؟؟؟؟
23:59 | فرشید و سارا |
خیلی وقتها پیش می یاد...دلت می گیره
می خوای بشینی یه دل سیر گریه کنی
یا یه دل سیر از دنیا و ..... نامردی هاش ...گلایه
کنی ...می شی بی کس و تنها!
یه شونه امن گیر نمی یاری تا پناه اشکات بشه می شی
یه بی کس و تنهاا !
...می شی یه آدم تنها که تنها مامن...و تنها رفیقش
خودشه و خاطراتش
یه اتاق سوت و کور
یه دفتر سفید...... که نقش تموم زندگیش ....خط به خط
توش بسته شده
من همه دنیام همینه

تو تقصیری نداری من اگر بارانیم سردم...
چرا که آسمانم را خودم ابری ترین کردم...
دل من قصد سیر چشم هایت داشت و من گفتم...
نرو گم می شوی آخر دل تنهای شبگردم...
و رفت و در شب چشمان تو گم شد این
دل عاشق...
خدا هم گفته بود این بار دیگر بر نمی گردد...

23:56 | فرشید و سارا |
تقدیم به سارای عزیزم:
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت داد
براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي
.
براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من
بودي.
براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من
بودي.
براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :
لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم " .
هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.
هميشه پشتيبانت هستم.
من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود.
مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.
من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي.
در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.
هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم.
تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه
لبخند بر لب داري.
من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ
است.
من هنوز در چشمانت گم شده هستم.
تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري
23:47 | فرشید و سارا |
نام تو را آورده ام دارم عبادت مي كنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت مي كنم
دستت به دست ديگري از اين گذشته كار من
اما نمي دانم چرا دارم حسادت مي كنم
گفتي دلم را بعد از اين دست كس ديگر دهم
شايد تو با خود گفته اي دارم اطاعت مي كنم
رفتم كنار پنجره ديدم تو را با ،،،،، بگذريم
چيزي نديدم ، اين چنين دارم رعايت مي كنم
من عاشق چشم توام ، تو مبتلاي ديگري
دارم به تقدير خودم چنديست عادت مي كنم
تو التماسم مي كني جوري فراموشت كنم
با التماس اما تو را به خانه دعوت مي كنم
گفتي محبت كن برو ، باشد خداحافظ ولي
رفتم كه تو باور كني دارم محبت مي كنم

|
ديگر از هر چه هست ، بيزارم مثـل ابر بـهار مي بـــارم
گره افتاده در هـمـه كــارم
لايـق لاي جــرز ديــــوارم
چون گـمان ميكند كه تـب دارم
بــاورم ميــشود كه بيــمــارم
بـه فراموشيــت كه بسپــارم
بــدهـي مـثــل قبــل ازارم
روي قلبــت گلـوله مي كــارم
بـه خــودم بيشتر بـدهكــارم
من از ايـن بيشتـر ســزاوارم
مرگ بر من كه دوستــت دارم |
|
|

23:20 | فرشید و سارا |
گل نازم تو با من مهربون باش
واسه چشمام پل رنگين كمون باش
اسير باد و بارونم شب و روز
گل اين باغ بي نام ونشون باش
من عاشقي دلخونم شكسته اي محزونم
پناه اين دل بي آشيون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش
گل ناز آسمونم بي ستارست
مثل ابرا دل من پاره پاره است
دوباره عطر تو پيچيده در باد
نفس امشب برام عمر دوباره است
من عاشقي دلخونم شكسته اي محزونم
پناه اين دل بي آشيون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش
گل نازم بگو بارون بباره
كه چشماتو به ياد من مياره
تماشاي تو زير عطر بارون
چه با من ميكنه امشب دوباره
شب و تنهايي و ماه و ستاره
من عاشقي دلخونم شكسته اي محزونم
پناه اين دل بي آشيون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش

نازنين رفت و دوباره باز من تنها شدم
بيكس و بيآشيانه ، باز من تنها شدم
گونهها خيس است و دنيا در بلور
اشكها را اين بهانه : "باز من تنها شدم."
تك درختي خشكم و در رهگذار صاعقه
ميكشد جانم زبانه، باز من تنها شدم
"باغ بيبرگي" من ماتمنشين باغبان
ميزند دردي جوانه؛ باز من تنها شدم
لحظه لحظه عاشقانه در كنارش بودهام
عاقبت هم عاشقانه باز من تنها شدم
خلوتم حتي ميان صد غزل هم پر نشد
ميپكد بغض ترانه؛ باز من تنها شدم
آخرين شعرت چه توفيري كه قطعه يا غزل؟
"عاشقانه" يا "شبانه" باز من تنها شدم

23:16 | فرشید و سارا |
اولش فکر نمیکردم که دلم رو برده باشه
یادلم گوله چشمای روشنش رو خرده باشه
اما نه گذشتو دیدم دل من دیونه تر شد
به تو گفتم دلت از قصه من با خبر شد
اخه که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یک راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
می دونم دوستم نداری مثل روزهای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یکسی اونو نوشته
می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست یکی شد بودن نبودن من
اما روح من یک دریاست پر از موج تلا طم...
ساحلش توی موجاش خنجرهای حرف مردم
اخه که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یک راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
23:11 | فرشید و سارا |

گفتم نرو پرپر میشم
گفتی: میخوام رها باشم
گفتم: آخه عاشق شدم
گفتی:میخوام تنها باشم
گفتم: دلم
گفتی: بسوز
گفتی: یه عمری باز هنوز
گفتم: پس عمرم چی میشه
گفتی: هدر شد شب و روز
گفتم: آخه داغون میشم
گفتی: به من خوش میگذره
گفتم: بیا چشمام تویی
گفتی: آخر کی میخره
گفتم: منو جنس میبینی؟
گفتی: آره بی قیمتی
گفتم: یه روز کسی بودم
با من نکن بی حرمتی
گفتم: صدام میمیره باز
گفتی: با درد بسوز بساز
گفتم : حالا که پیر شدم
گفتی: که از تو سیر شدم
گفتم: تمنا میکنم
گفتی: میخوام خردت کنم
گفتم: بیا بشکن تنو
گفتی: فراموش کن منو

3:9 | فرشید و سارا |

وقتی که خاکم می کنند بهش بگین پیشم نیاد
بگین که رفت مسافرت بگین شماره ای نداد
یه جور بگین که اخرش از حرفاتون حول نکنه
طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه
دونه به دونه عکسامو بردارید اتیش بزنید
هر چی که خاطره دارم برید و از بیخ بزنید
نذارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه
نمی خوام هیچ وقت تنمو تو گورم بلرزونه
برو اتیش به قلب من نزن
بذار نگاهت از یادم بره
بذار واسه همیشه قلب من
چال بشه با من کلی خاطره
برو نمی خوام ببینی خونه من خالی شده
همدم من به جای تو ریگای پو شالی شده
اون که می گفت می مرد واست دیدی راس راسی مرد
رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت و برد
بهش بگین نشست به پات بهش بگین نیومدی
بگین هنوز دوست داره با اینکه قیدشو زدی
نشونی قبر منو بهش ندین خوب میدونم
میاد جای همیشگی سر قرار تو رود خون

1:52 | فرشید و سارا |

به غیر از من کسی را دوست داری
به چشمش اشک شد جاری
میان گر یه هایش گفت آری

1:22 | فرشید و سارا |

من گریه نخواهم کرد من اشک نخواهم ریخت
من خسته نخواهم شد افسرده نخواهم شد
فریاد زنم فریاد:
من عشق نمیخواهم...
معشوق نمیخواهم...
افسوس نخواهم خورد افسانه نمی بافم
بر شانه ی هر بادی کاشانه نمی سازم
من زشت نمی گویم بر چهره ی معشوقم
او خوب و وفادار است من خسته و رنجورم
امروز چنان دیروز افسوس نخواهم خورد
من یاد گرفتم عشق بیگانه نمیداند
لیکن به دل شادم سرمشق کنم امروز
دنیای خودم گرم است
(من دوست نمیخواهم)

0:50 | فرشید و سارا |
بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی
بوسه یعنی لذت از دیوانگی
بوسه آغازی برای ما شدن
بوسه لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سر فصل کتاب عاشقی
بوسه رمزه وارد دلها شدن

بوسه از طعم شیرین عسل است
پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است
بوسه را تکرار میباید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه آتش میزند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من با من بمان
من همونم که...
...من همونم که همیشه...
...غم وغصم بی شماره...
...اونیکه تنهاترین...
...حتی سایه ام نداره...
...این منم که خوبیامو...
...کسی هرگز نشناخته...
...اونکه درراه رفاقت...
...همه هستی شوباخته...
...هررفیق راهی بامن...
...دوسه روزی همسفربود...
...ادعای هررفاقت...
...واسه من چه زودگذربود...
...هرکی بازمزمه عشق...
...دوسه روزی عاشقم شدم...
...عشق اون باعث زجر...
...همه دقایقم شد...
" />
0:48 | فرشید و سارا |
باور نکن تنهاییت را....
باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
ازمن به من نزدیکتر تو
ازتو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییت را
تا یک دلو یک درد داری
تا در عبور از کوچه ی عشق
بر دوش هم سر می گذاری
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هرجای ای دنیا که باشی
من با توئم تنهای تنها
من با توئم هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز
با هم در این عالم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز
با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه ی دل
باور نکن تنهاییت را
من با توئم منزل به منزل
بگین چشاش به در بود نیومدی سراغش
بگین به یاد تو بود نیومدی سراغش
بگین که تک پرت بود نیومدی سراغش
بگین که عاشقت مرد دیگه نیا سراغش
" />
0:20 | فرشید و سارا |